please wait
|
|
|
گذرنامه Access Denied |
|
|
زندگي يعني قاچ زدن ليمو شيرين .
چاقو اگر بر بدنش ننهادي، عطرش مستت ميكند. چاقو اگر در عمق جانش نشست، شيرينيش بنياد رؤيات، از جا ميكند. اما اگر چاقوزخم زد و كسي نچشيدش، تلخيش جانت ميگيرد. پ.ن: حالا تو عطر دوست داري يا شيريني؟ نه. انگار تلخي!!! نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 ساعت
13:42 توسط سیدمحمدفخار حالا مثلا اگر بروم پی کارم،
يا حالش را نداشته باشم، يا از تو خسته شده باشم، يا "كه چه؟" ام جواب نداشته باشد، باز مي گويي بنويس؟ پ.ن: پاي رفتن مي خواهم/ پايه نماندن. نوشته شده در سه شنبه بیستم آذر 1386 ساعت
17:50 توسط سیدمحمدفخار 2، 3 ،4 . آدم گاهی سرگیجه می گیرد. به خصوص وقتی نیمه شب مشتری این جعبه جادوی ضرغامی می شود.از ساعت 12 تا 1 شب، 3 شبکه 3 برنامه جذاب پخش کردند : شبکه 2 : مستند "موج کره ای" از منصور ضابطیان با موضوع سریال یانگوم، ، شبکه 3 : پخش مستقیم بازی یوونتوس و آث میلان از سری A، و شبکه 4 : گفتگوی محمد رحمانیان و محمود عزیزی در برنامه "2قدم مانده به صبح" . شبکه ۲: دوبلورهای سریال یانگوم از عادت و انس به نقششان می گویند. شبکه ۳: نیمه اول بازی بی برتری هیچ تیمی به پایان می رسد. شبکه ۴: گزارشی از تخریب تئاتر شهر آغازگر بحث تئاتری شبانه می شود. ۲ : سئو ویگویون از مدیران فرهنگی کره در گفتگویی به ضابطیان پیشنهاد می دهد برای آشنایی بیشتر مردم کره با فرهنگ ایران تعدادی از سریال های ایرانی را برای پخش به کره بفرستند. ۳ : 10 دقیقه آغاز نیمه دوم هم چنگی به دل نمی زند. ۴ : عزیزی می گوید : ما از امکانات موجود نمی توانیم استفاده کنیم. ارتعاشات صدایی هم برای بنای تاریخی تئاتر شهر خطرناک است. - ضابطیان از پارکی گزارش می دهد که به یاد خاطره سریال یانگوم در سئول ساخته شده: پوسترهای بزرگ بازیگران و لوکیشن های فیلم برداری که حالا بیشتر به موزه می ماند. - بازی به دقیقه نود می رسد. خیابانی از شوت مالدینی فریاد می زند اما فریادش هم مثل توپ به دروازه نمی رسد. می گوید: رفتن سرجینهو و آمدن مالدینی چه نتیجه ای دارد؟ - دکتر عزیزی از برنامه روس ها برای حفظ آثار تاریخی شان می گوید. - برنامه ضابطیان لو می دهد که زن دیگری جای یانگوم غذاها را روی تخته ساطوری می کرده است. - بازی همچنان صفر – صفر به دقایق اضافه می رسد. - دکتر عزیزی از وضعیت رو به زوال تئاتر ایران می نالد. حرفهایش عمق دردناکی دارد. - ضابطیان ظرف هایی را به تصویر می کشد که 3 سال پیش برای نگهداری غذاهای سریال یانگوم استفاده می شده و حالا بخشی از موزه یانگوم را تشکیل می دهد. گزارشش به تیتراژ می رسد. - بازی تمام می شود. نتیجه اش را نمی بینم ، از دستم در می رود. - موسیقی پایانی"2 قدم مانده به صبح" به جمله آخر می رسد: اما صبح دیگری در راه است. خبر: امروز تئاتر شهر با احداث ایستگاه مترو ، دیگر بار تهدید شد. پ.ن : خب شد که شد. ما خودمان یانگوم داریم. ما خودمان آث میلان داریم. اصلن این تیاترخانه می آیدمان به چه کار؟!! نوشته شده در یکشنبه یازدهم آذر 1386 ساعت
1:40 توسط سیدمحمدفخار |